باستان شناسي؛ تشديد مرارت يا تقرير حقيقت


 

          
پیداشدن یک تکه سفال یا سنگ‌نبشته‌ی چند هزارساله در سرزمین آبا و اجدادی ِ تو! چه تاثیری بر روحیه‌ات می‌گذارد؟ لابد خوشحالت می‌کند. چرا؟ لابد احساس افتخار می‌کنی که کشورت را کهن‌سال‌تر نشان می‌دهد یا گوشه‌ی دیگری از شکوه و عظمت بزرگان کشورت را در دوران قدیم کشف می‌کند و به همه نشان می‌دهد که پادشاهان سرزمین‌ات چه عظمتی داشته‌اند. به غریبه‌ها و خارجی‌ها می‌گوید تو کم کسی نیستی. باید بر روی تو بیشتر حساب کنند. مرزهای سرزمین تو پیش از این، چند کشور دیگر را در خود جا داده‌بوده و امروزه به‌دلایلی تاسف‌بار، کوچک شده‌است. به‌آنان اعلام می‌کنی مثلا ً از قرن‌ها پیش فلان دریا را به‌نام قوم تو یا سرزمین‌ات می‌نامیده‌اند که سرزمینی بسیار کهن است و دیگران حقّ‌ ندارند خود را برتر از تو بنشانند و در شاه‌نشین مجلس جهانی تکیه بزنند.
بسیار خوب! این چیزهای باستانی، کاربردشان فقط همین است؟ یا این‌که کاربردهای دیگری هم می‌تواند داشته‌باشد؟ موزه‌ها به چه دردی می‌خورند؟ فقط برای تفاخر و کمی هم سرگرمی‌ی توریستی یا کار دیگری هم می‌توانند بکنند؟
مقاله‌ی علمی‌ی زیر مقاله‌ایست باستان‌شناسنامه، با شواهد بسیار زیاد. امّا به درد فخرفروشی‌ی مردم این یا آن سرزمین نمی‌خورد، مقام قومی را بالا نمی‌برد یا قوم دیگری را به پایین نمی‌آورد.
این نوشته تلاش می‌کند پرونده‌ی تاریخ ذهن ِ «انسان به‌مثابه ِ انسان» را برای ما باز کند و نه بیشتر. تلاش می‌کند، امّا باز هم معلوم نیست موفق می‌شود یا نه. می‌گویند پرسش‌ درست از هر پاسخی بهتر است. خواننده، پس از خواندن این مقال،‌ خود را با پرسش‌هایی روبرو می‌بیند که پاسخ می‌خواهند و فروتنی. پاسخ‌هایی برآمده از جستجوی فروتنانه.
با خواندن متن این پژوهش، فرق میان باستان‌شناسی برای کینه‌ورزی و تفاخر؛ و تشدید مرارت و رنج و درگیری ِ پس از تحقیر و کینه و تفاخر در میان انسان‌ها با باستان‌شناسی برای تقلیل مرارت و رنج و درگیری میان انسان‌ها را خواهید دید. تقلیل مرارتی که ناشی از جستجوی حقیقت  و دریافت پاره‌هایی از آن است.
آن‌گاه که انسان دریابد و بالاتر از آن بپذیرد که آدمیان همگی از یک جنس‌اند، جایی برای تفاخر    مرارت زا و جنگ‌آفرین نیز باقی نمی‌ماند.
اين شما و متن گزارش ” زايش دين” . شايد كه پرسشي بر‌انگيزد:
Advertisements

دربارهٔ Gholamali Keshani

ABOUT ME: I am Golamali Keshani, born in 1956, Iranian, retired railway translator but still an active worker of thoughts; fond of Mahatma Gandhi, Henri David Thoreau and his two masterpieces (Walden & civil dsobedience), Simone Weil, Gabriel Marcel, Romain Rolland and Mostafa Malekian (Iranian Philosopher of Ethics. And before all: Non-Violence (This weblog is named after it, in Farsi as ADAMEKHOSHOONAT. I have translated 2 books of Thoreau and on his thoughts (Civil Disobedience, Just Enough Is Plenty) and 2 books on Gandhi and his thoughts (Gandhi and Stalin, and Gandhi, a life) into Farsi (persian), and published them for free in the internet availabl for public use. Translating selected books and texts is my current business and hobby for free as a moral duty, for I am still in debt to all human beings. My email is:keshanigh (at) gmail.com For more information: https://www.couchsurfing.org/people/keshani در باره‌ی من: غلامعلی کشانی هستم. ساکن ایران، تهران. مترجم بازنشسته‌ی مرکز آموزش راه‌آهن هستم. کارم هنوز هم ترجمه است، منتهی ترجمه به عنوان وظیفه‌ای اخلاقی. در این‌جا بعضی از کار‌هایم را می گذارم تا هر کس بخواهد دانلود کند و با ذکر منبع در اختیار همگان بگذارد تا بخوانند و نظر بدهند و انبار نکنند. آدرس ای‌میل من KESHANIGH در جی‌میل است. برای آشنایی بیشتر : https://www.couchsurfing.org/people/keshani
این نوشته در دسته‌بندی عمومی ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s